X
تبلیغات
دل نوشته هاي يك دبير شيمي
   
 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

کارم همه به بحث اسید و نمک گذشت
توضیح داده ام سبب هر پدیده ای

نه فعل در مخیله نه انفعال بود
تنها نیاز من به گچ و تخته سیاه

فرمولها که روی تحته نوشتم چه سود داشت؟
فرمول اکسالات مس و منگنات روی

هرگز به چشم خویش مولیبدات دیده ای؟
بنمودی آزمایش اکسید آمفوتر؟

قرعی به گوشه ای و دو انبیق در کنار
آن سو، سه چار لوله و پیپت پر از غبار

این رسم تجربه است در این دوره و زمان؟
V در درون دایره یعنی ولت سنج

این راه پیشرفت و ترقی نبوده است
روزی بدون تجربه کاری نموده است؟

  شکر خدای را که بدون کمک گذشت
اما تمام هم چو نمازم به شک گذشت

تحقیق و تجربه همه زیر سؤال بود
موضوع ارلن و بشر اندر خیال بود

سودی که جنبه تئوری را فزون داشت
اصلاَ چنین مواد به دنیا وجود داشت؟

یا از مواد، طعم یکی را چشیده ای؟
یک شیء تا کنون به ترازو کشیده ای؟

یک استوانه نیز از آن روز و رزگار
این ها برای تجربه مانده به یادگار

گاز و رسوب را به فلش می دهی نشان؟
با این طریق توسغه علم می توان؟

از دیگری بپرس که او آزموده است
یک شب بدون فکر و تأمل غنوده است؟

 

تا فرصتی برای تجربه و آزمایش است
دریاب بهره ای که زمان می رود ز دست

 

 

برگرفته از شماره 23 نشریه گهر
انجمن علمی معلمان شیمی اصفهان
 

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

ارایش الکترونی سریم به صورت Xe]4f15d16s2]است چرا یک الکترون در اوربیتال d و یکی در اوربیتال f وارد شده چرا هر دو الکترون در اوربیتال f وارد نشده اند؟ 

درمورد لانتانیم وآکتنیم وآنهایی که بلافاصله به دنبالشان قرار می گیرند سطوح انرژی4f ۵d فوق العاده بهم نزدیکند . دراتم لانتانیم به نظر میرسد که پنجاه وهفتمین الکترون بجای سطح4f به 5d وارد می شود .ازآن به بعد سطح ۴ f شروع به پرشدن می کند و اغلب لانتانیدها هیچ الکترونی در dندارند .با این همه تمام لانتانید ها خواصی دارند که گویی دارای آرایش الکترونی 6s2 ۵d1 ۴f n هستند یعنی پایدارترین حالت اکسایش همواره مربوط به از دست دادن سه الکترون 6s۲ ۵d۱ است .

توجه بیش از اندازه به ریزه کاری های آرایش الکترونی فایده ایی ندارد وکاملا منحرف کننده است اختلاف انرژی بین آرایش های 5d n+1 ۴f m+1 و 5dn+1 ۴f m بسیار کم است . به همین علت الکترون به راحتی بین این دو سطح انرژی می تواند حرکت کند.

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

هميشه . همه جا و همه حال افتخارم شيعه بودن است وبس

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386
   او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

   دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود  

 

 

در زندگي تا به حال انديشيده ايد كه پنجره زندگي شما به روي چه چيز يا چه كسي باز مي شود و سرانجام چه كسي آن را مي بندد                          

 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
بعضي از اوقات يك سوال شرعي براي ما پيش مي آيد كه شايد خجالت بكشيم آن را با كسي در ميان بگذاريم يك سايت خدمتتان معرفي مي كنم كه به راحتي پاسخ سوالات شرعي خود را در ايميل خود درياقت نمائيد
بدين منظور به آدرس زير مراجعه نمائيد
http://www.montazar.net/montazar-far/ask.php

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آ ید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که درد هایش را در خود نگه می دارد
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست
فرشتگان چشم به لب ها یش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود
با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست ". گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام ، تو همان را هم از من گرفتی . این توفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست
سکوتی در عرش طنین انداز شد . فرشتگان همه سر به زیر انداختند
خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند . آن گاه تو از کمین مار پر گشودی
گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود
.خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خواستی

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت  .

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد...

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386


 


 

 

 ،


 

labo2.jpg]

 




 

18-.jpg]

 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386



shimi

 


 عشق
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386

مولکول عشق

وقتی عاشق می شویم به نظر می رسد مغز ما طبیعی فعالیت نمی کند . کف دستانمان عرق می کند ، نفسهایمان بند می آید ، به درستی نمی توانیم فکر کنیم و احساسی شبیه به اینکه پروانه ای در دلمان پر میزند به مادست می دهد. با این همه این احساس شگفت انگیز است . جرقه آن می تواند با چیزی به سادگی دیدن چشم ها ، لمس کردن دست ها،شنیدن موسیقی یا خواندن کتابی به وجود آید.

عامل ایجاد این تحریک، مولکول کوچکی موسوم به فنیل اتیل آمین است.این مولکول همراه با دوپامین و نوراپی نفرین میتواند یک حس نا معلوم ولی شادی آفرینی را که منجر به علاقه سیر ناپذیری می شود ایجاد کند.ولی متاسفانه در اینجا محدودیت هایی به خاطر برخی بمباران انتقال دهنده های عصبی ناشی از برخی پاسخ دهنده های کسل کننده وجود دارد.

فنیل اتیل آمین ماده ای شیمیایی طبیعی شبیه آمفتامین و دوپامین است که تجربه عالی عشق را برای ما فراهم می کند.

چیزی که توصیف عشق را مشکل می کند تلنگرهای اولیه آن در قشر جلوی مغزاست که انسان را قادر می سازد لذت بودن با شخصی خاص را ، حتی اگر تا آن زمان بک بار بیشتر او را ملاقات نکرده باشد ، برای خود پیش بینی کند. اگر این تلنگرها به اندازه کافی قوی باشند به آن ((حافظه آینده)) گویند که درگیر پاسخ به جنگ و گریزهای قدیمی قسمت جلوی مغز و مسئول رفتارهای ناخواسته ای چون لکنت زبان، عیاشی،لودگی و خنده های بلند به لطیفه های دیگران خواهد بود.اندورفینها که ساختاری شبیه به مرفین دارند بیشتر به ماده ای که می تواند در انسان احساس خوشی و شعف ایجاد کند شناخته شده اند. این مواد به عشاق ، آرامش مشابهی می بخشد ولی نه در همان لحظات اول.

اندورفینها در مراحل اولیه جذب با تحریک تک یاخته های خاصی در مغز میانی به شکل کاتالیزگر عمل کرده و آمفتامین های طبیعی قوی یعنی دوپامین و فنیل اتیل آمین را تحریک می کنند .آنها با فرمانهای خود در مغز فکر و خیال ها را طراحی می کنند ،

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386


ا

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
زندگي


در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل کلاس درس آورد. وقتي که کلاس رسميت پيدا کرد، استاد يک ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت. آنگاه از دانشجويان که با تعجب به او نگاه مي کردند،
پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند: بله، پر شده.
استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت. بعد ليوان را کمي تکان داد تا ريگ ها به درون فضاهاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجويان پرسيد:
آيا ليوان پر شده است؟ همگي پاسخ دادند: بله، پر شده!
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل ليوان ريخت. ذرات شن به راحتي فضاهاي کوچک بين قلوه سنگها و ريگ ها را پر کردند. استاد يک بار ديگر از دانشجويان پرسيد: آيا ليوان پر شده است ؟دانشجويان همصدا جواب دادند: بله، پر شده!
استاد از داخل جعبه يک بطري آب را برداشت و آن را درون ليوان خالي کرد. آب تمام فضاهاي کوچک بين ذرات شن را هم پر کرد. اين بار قبل از اينکه استاد سوالي بکند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله، پر شده!
بعد از آن که خنده ها تمام شد، استاد گفت: اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي، خانواده، فرزندان و دوستانتان هستند. چيزهايي که اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اين ها برايتان باقي ماندند، هنوز هم زندگي شما پر است.
استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد:ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند که در زندگي مهمند، مثل شغل، ثروت، خانه. و ذرات شن هم چيزهاي کوچک و بي اهميت زندگي هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد، ديگر جايي براي سنگ ها و ريگ ها باقي نمي ماند. اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي کند.
در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف کنيد که واقعاً اهميت دارند، همسرتان را براي شام به رستوران ببـريد، با فرزندانتـان بازي کنيد و به دوستان خود سر بزنيد. براي نظافت خانه يا تعميـر خرابي هاي کوچک هميشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهاي زندگيتان برسيد، بقيه چيزها حکم ذرات شن را دارند.

منبع: عشق بدون قيد و شرط

 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386

این متن مهم ترین پژوهش های انجام شده توسط دانشمندان مطرح شده در فصل اول شیمی (2) را بیان می کند که امیدوارم آنها را خوب به خاطر بسپارید:

کار مهم انجام شده

نام دانشمند

آب را عنصر اصلی جهان هستی می دانست.

تالس

چهار عنصر آب هوا خاک آتش را عناصر اصلی سازنده کاینات می دانست(عناصر اربعه ارسطو).

ارسطو

با انتشار کتابی به نام شیمیدان شکاک تعریف تازه ای از عنصر را بیان نمود. وی در کتاب خود عنصر را ماده ای که نمی توان آن را به مواد ساده تری تبدیل کرد معرفی کرد و شیمی را علمی تجربی نامید و از دانشمندان خواست تا افزون بر مشاهده کردن و اندیشیدن و نتیجه گیری که هر سه تنها ابزار یونانیان برای مطالعه ی طبیعت بود به پژوهش های عملی نیز اقدام کنند.

رابرت بویل

برای نخستین بار واژه ی اتم به معنای تجزیه ناپذیر را مطرح کرد و گفت که همه ی مواد از ذرات کوچک و تجزیه ناپذیری به نام اتم ساخته شده اند.

دموکریت

نخستین نظریه ی اتمی را در 7 بند ارایه کرد که البته نواقصی هم داشت.

دالتون

آزمایش ها و تحقیقات زیادی روی برقکافت ترکیب های شیمیایی فلزدار انجام داد که انجام این ازمایش ها توسط فارادی به کشف الکترون منجر شد.

مایکل فارادی

1- آزمایشات زیادی روی لوله ی پرتوی کاتدی انجام داد.

2- تامسون با تغییر جنس کاتد در لوله ی کاتدی از آهن به مس نشان داد که همه ی مواد از الکترون ها ساخته شده اند.

3- نسبت بار به جرم الکترون توسط جوزف تامسون مشخص گردید.

4- مدل الکترونی کیک کشمشی یا مدل هندوانه ای توسط جوزف تامسون ارائه شد.

تامسون

مقدار بار الکتریکی الکترون توسط رابرت میلیکان دانشمند آمریکایی تعیین شد.

میلیکان

خاصیت پرتوزایی را با تحقیق بر روی سنگ معدن اورانیم و در ماجرای فیلم عکاسی کشف کرد.

هانری بکرل

انتخاب نام پرتوزایی و مطالعه روی مواد پرتوزا به همراه همسرش پی یر کوری

ماری کوری

1- مطالعه در خاصیت پرتوزایی و کشف پرتو های آلفا و بتا و گاما و مقایسه ی جنس و بار و قدرت نفوذ هر پرتو

2- کشف هسته ی اتم(طی آزمایش معروف بمباران ورقه ی طلا) و ارائه مدل اتم هسته دار

3- محاسبه ی تقریبی قطر اتم و قطر هسته ی اتم

4- کشف پروتون

ارنست رادرفورد

کشف نوترون

جیمز چادویک

تعیین عدد اتمی عنصرها

هنری موزلی

1- طراحی چراغ بونزن

2- اختراع دستگاه طیف بین

3- کشف عناصر روبیدیم و سزیم حین انجام آزمایش روی یک سنگ معدنی لیتیم دار

رابرت بونزن

1- توجیه طیف نشری خطی هیدروژن

2- پیشنهاد مدارهای الکترونی در اطراف هسته

3- ارائه ی مدل اتمی سیاره ای یا منظومه ای

نیلز بور

ارائه ی مدل کوانتومی اتم با توجه به رفتار ذره ای و موجی الکترون و با تاکید بر رفتار موجی آن

شرودینگر

پرتوی ایکس توسط رونتگن دانشمند آلمانی کشف شد.

رونتگن

برای نخستین بار طیف نشری خطی هیدروژن را یافت و موفق به اندازه گیری دقیق طول موج هر خط شد.

آنگستروم

با تشکر از همراهی شما دوستان

خواهشمندم با نظرات خود من را در راستای ارائه ی مطالب بهتر یاری کنید.

صمیمانه آرزوی شادکامی و پیروزی برای شما دارم...
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386

شعبده باز در يك لحظه آب را به نوشابه تبدل مي‌كند!

شعبده‌باز دو ليوان شيشه‌اي روي ميز دارد: يكي پر از آب، و ديگري به ظاهر خالي. او ابتدا يك جرعه از آب ليوان اول مي‌خورد، و بعد ادعا مي‌كند، كه چون دلش نوشابه مي‌خواهد، هم‌اكنون در پيش چشم حاضران، باقي مانده آب را به نوشابه تبديل خواهد كرد! در اين موقع آب موجود در ليوان اول را به ليوان دوم مي‌ريزد، و در اينجا به رنگ نوشابه در مي‌آيد، اين آزمايش چگونه است؟

ليوان اول واقعاً داراي آب خالص است، كه آزمايشگر يك جرعه از آن مي‌خورد، ولي به گودي ته ليوان دوم، از قبل 5 قطره تنتوريد ريخته‌ است كه خشك شده و زياد به چشم نمي‌خورد. و رنگ نوشابه به حل شدن تنتوريد در آب مربوط مي‌شود.

در نمايش فوق مي‌توان نوشابه بدست آمده را مجدداً به آب تبديل كرد. در اين صورت بايستي از قبل در ليوان ديگري مقداري آب ريخت، و در آن ربع گرم هيپوسولفيت سديم حل كرد. اگر اين مايع بيرنگ روي مايع رنگي شبيه نوشابه، كه از حل شدن تنتوريد در آب بدست مي‌آيد، ريخته شود، همديگر را خنثي مي‌كنند و مايع حاصل به طور كامل بيرنگ مي‌شود. دليل آزمايش اخير را مي‌توان چنين توضيح داد، كه وقتي محلول هيپوسولفيت سديم را وارد محلول تنتوريد در آب مي‌كنيم، تتراتيونات سديم و يدايد ايجاد مي‌شود، و محلول بيرنگ مي‌گردد.

● با يك ميله شيشه‌اي شمع روشن مي‌شود!

باز هم شعبده‌باز با يك نمايش عجيب و باور نكردني تماشاگران را غرق در شگفتي مي‌سازد. نمايشي كه اجراي آن كاملاً غيرممكن به نظر مي‌رسد. او شمعي را روي ميز قرار مي‌دهد، و نوك يك ميله شيشه خيلي معمولي (همزن) را به فتيله آن مي‌زند. شمع روشن مي‌شود! چرا؟

با آنكه نمايش خيلي خارق‌العاده به نظر مي‌رسد، ولي اجرايش ساده است، به طوري كه شما نيز مي‌توانيد موفق به انجام آن شويد. كافي است كه ابتدا وسايل زير را آماده كنيد: اولاً دو يا سه گرم كلرات پتاسيم، و همان مقدار قند، كه هر دو را به طور مجزا به صورت پودر در آورده‌ايد. ثانياً يك شمع درشت معمولي، كه حتي‌الامكان فتيله آن كمي كلفت‌تر از معمول باشد (اين شمع نبايد قبلاً مورد استفاده قرار گيرد). ثالثاً چند گرم اسيدسولفوريك خيلي غليظ، پس از تهيه اين وسائل، قبلاً فتيله را به كمك يك سوزن، كاملاً از هم باز كنيد، به طوري كه تارهاي آن جدا از هم باشند. سپس كلرات پتاسيم و قند را – كه به طور جداگانه در هاون كوبيده، و به صورت پودر نرم درآورده‌ايد – با هم مخلوط كنيد (اگر اين دو ماده را با هم در هاون خرد كنيد، امكان انفجار وجود دارد). اين مخلوط را از قبل روي فتيله شمع بريزيد، به طوري كه اين ذرات لابه‌لاي تارهاي فتيله را به خوبي پر كنند. و چون اين دو ماده سفيد بوده، و همرنگ فتيله شمع هستند، مسلماً كسي از اين آماده‌سازي آگاه نخواهد بود.

و حالا بدون اينكه كسي مطلع باشد، سر يك همزن شيشه‌اي را در اسيدسولفوريك غليظ فرو ببريد، و بلافاصله به فتيله شمع بزنيد. چون براده قند در مجاورت كلرات پتاسيم است، به كمك اسيد سولفوريك آتش خواهد گرفت، شمع روشن می شود.

● يك تردستي زيبا و دلپذير ديگر مربوط به علم شيمي

نمايش ساده‌اي را كه در اينجا مطرح مي‌كنيم، در نوع خود خيلي تماشايي است. روي ميز نمايش سه ليوان بزرگ محتوي مايعات بيرنگي قرار دارند، كه آزمايشگر آنها را آب معرفي مي‌كند. يك پارچ شيشه‌اي نيز داراي ماي بنفش رنگ است. شعبده‌باز روي هر يك از سه مايع بيرنگ‌، كمي از مايع بنفش مي‌ريزد، مايع اول به رنگ بنفش درمي‌آيد. مايع دوم به رنگ قرمز درمي‌آيد، و مايع سوم سبز رنگ مي‌شود! چگونه اين تردستي انجام مي‌پذيرد؟

مواد لازم براي اجراي اين نمايش شگفت‌انگيز عبارتند از: يك برگ كلم قرمز، 100 سانتيمتر مكعب سركه سفيد، و مقداري سود كه در 100 سانتيمتر مكعب آب حل شده است. روش كار به اين ترتيب است، كه از قبل برگهاي كلم قرمز را به قطعات كوچك ببريد. آنها را در يك كاسه بريزيد، و رويش آب جوش اضافه كنيد، و مدت نيم‌ساعت آن را ساكن نگه داريد. شما مايعي به رنگ بنفش خواهيد داشت. آن را از الك عبور دهيد، و در پارچ بریزید. و اما ليوان ول داراي 100 سانتيمتر مكعب سركه سفيد، و سومي سود حل شده در 100 سانتيمتر مكعب آب است. دليلش را هم به طور خلاصه توضيح مي‌دهيم: مايع بنفش رنگ، كه از برگ كلم قرمز به دست مي‌آيد، ا��ر در محيط اسيدي قرار گيرد، به رنگ قرمز درمي‌آيد. در محيط قليايي سبز رنگ مي‌شود. و مسلماً در محيط خنثي رنگ خود (بنفش) را حفظ مي‌كند. همين!

● چرا شعله دست شعبده‌باز را نمي‌سوزاند؟

اين بار شعبده‌باز اجراي نمایش را به عهده مي‌گيرد، كه هيچ تماشاگري با ديدن آن نمي‌تواند از تعجب خودداري كند. و آن اينكه شعبده‌باز در حضور مردم مايعي را در گودي دستش مي‌ريزد. و بي‌آنكه به آن كبريت بزند، شعله آتش در كف دستش زبانه مي‌كشد. او در جلو سن قدم مي‌زند، و بدون احساس ناراحتي با تماشاگران صحبت مي‌كند، تا مايع تمام شود، و شعله فروكش كند. سپس دستش را با يك دستمال پاك مي‌كند، و به ادامه برنامه‌اش مي‌پردازد. چگونه اين كار ممكن است؟

در اينجا نيز شعبده‌باز از علم شيمي استفاده مي‌كند، و هرگز از چشم‌بندي و مهارت دست، و وارونه جلوه‌دادن حقايق بهره نمي‌برد. شما نيز اگر علاقمند به اين گونه نمايشات علمي هستيد، كافي است كه ابتدا 12 سانتيمتر مكعب سولفيدكربن و 8 سانتيمتر مكعب تتراكلريدكربن تهيه كنيد. ابتدا آنها را خوب با هم مخلوط كنيد. سپس بدون اينكه كسي متوجه شود، دست خود را روي بخاري نيم‌گرم، و يا آجري كه روي اجاق برقي قرار دارد – و نظاير آن – گرم كنيد، و آنگاه مخلوط را در گودي دست خود بريزيد، در مدتي خيلي كوتاه مايع شروع به شعله كشيدن مي‌كند، البته اين سوختن با بوي خيلي زننده همراه نيست، و حتي مي‌توان در داخل ساختمان نيز به اجراي آن اقدام كرد.

يادآوري مي‌كنيم، در صورتي كه ������وقعيت مناسب نباشد، تا شما قبلاً دستتان را تا آن حد گرم كنيد، مي‌توانيد مايع دست خود را به كمك يك لوله شيشه‌اي مشتعل سازيد. يعني لوله شيشه‌اي را مدت كوتاهي روي شعله اجاق گاز بگيريد و داخل مايع قرار دهيد. اگر مواد تازه و مؤثر باشند، اين روشها براي مشتعل كردن آن كافي خواهد بود. در غير اينصورت كبريت بكشيد، و به فاصله كمي از آن نگه داريد، مايع شعله‌ور خواهد شد، اما دست شما آن‌قدر گرم نمي‌شود، كه غيرقابل تحمل باشد.

● چرا آب از غربال پايين نمي‌ريزد؟

��عبده‌باز يكي صافي مخصوص آشپزخانه به دست دارد، يك ظرف بزرگ شيشه‌اي نيز كه تا نصف محتوي آب است روي ميز قرار دارد، و كنار آن نيز يك پارچ شيشه‌اي پر از آب ديده مي‌شود. نمايشگر مقداري از آب پارچ مي‌خورد، و آنگاه صافي را بالاي ظرف بزرگ نگه داشته، و اظهار مي‌دارد: آب در غربال حمل كردن – برخلاف تصور عموم – كاري ساده است! و در اين موقع شروع به ريختن آب در داخل صافي مي‌كند. همه متوجه مي‌شوند، كه قطره‌اي آب پايين نمي‌ريزد. به اين ترتيب تقريباً نصف آب پارچ را در توي صافي خالي مي‌كند. و پس از اينكه با شك و ترديد تمام، چند لحظه آن را روي ظرفشويي نگه مي‌دارد، به آرامي مقدار كمي آب از لبه صافي توي ظرف بزرگ خالي كرده، و خود صافي را هم داخل آب قرار مي‌دهد. سپس از يك تماشاگر نيز مي‌خواهد، كه وي نيز اين كار را تكرار كند و آن وقت مجدداً صافي را از توي ظرف خارج كرده، و به دست او مي‌دهد، و تماشاچي بقيه آب را در توي صافي مي‌ريزد. مشاهده مي‌گردد، كه قطره‌اي آب در غربال (صافي) باقي نمانده، و همه آن پايين مي‌ريزد، دليل اين تردستي چيست؟

به طور خلي ساده، وقتي شعبده‌باز آب را در صافي مي‌ريزد، توي صافي يك كاسه شيشه‌اي بزرگ – از انواع پيركس – قرار دارد، كه خيلي نازك بوده، و غيرقابل رؤيت است. همچنين ظرف بزرگ شيشه‌اي و روي ميز محتوي آب خالص نيست، بلكه داراي «تتراكلريدكربن» و «بنزين» است. وقتي آب دو مايع به نسبتهاي مساوي با هم مخلوط شوند، ضريب شكست آن با ضريب شكست شيشه پيركس يكسان مي‌شود، و اشياي شيشه‌اي پيركس در داخل آن ديده نمي‌شوند. شعبده‌باز هنگام قرار دادن صافي در داخل مايع مزبور، آن را كمي مي‌چرخاند، تا از صافي خارج شده، و داخل مايع به طور معكوس قرار گيرد. پس اساس شعبده‌بازي از اين قرار است: هنگامي كه شعبده‌باز آب را در صافي مي‌ريزد، كاسه پيركس توي آن قرار دارد، اما هنگامي كه از مايع درمي‌آورد، تا آن را به تماشاگر بسپارد كاسه مزبور را توي مايع باقي مي‌گذارد. كه البته كسي متوجه آن نمي‌شود. و مسلماً آب در نوبت تماشاچي از صافي به پايين مي‌ريزد!

● آيا مي‌توان شير را به نوشابه تبديل كرد؟

شعبده‌باز ظرف نسبتاً بزرگي را كه محتوي شير است. به حاضران نشان مي‌دهد. سپس مقداري از آن را در يك ليوان مي‌ريزد. بلافاصله شير در ليوان به صورت نوشابه درمي‌آيد. اين كار چگونه ممكن است؟

واقعيت اين است كه، شعبده‌باز از قبل، و دور از چشم حاضران، يك ليتر شير در يك ظرف شيشه‌اي ريخته، و به آن يك قاشق غذاخوري سود اضافه كرده، و خوب به هم زده است. و ليوان ديگر هم – كه به ظاهر خالي به نظر مي‌رسد – محتوي سه قطره محلول الكلي فنل فتالئين است، كه رويش چند قطره شربت كارامل نيز افزوده شده است (معمولاً ته اين ليوانها ضخيم بوده، و محفظه كوچكي در آن قسمت ايجاد شده است، و براي اينكه مواد ريخته شده در آنها ديده نشود، در پايين‌ترين قسمت بدنه ليوان، يك حاشيه به رنگ سفيد زده مي‌شود، كه ظاهراً جنبه تزييني دارد).

دليل آزمايش را مي‌توان چنين توضيح داد كه، تغيير اسيديته محيط در ليوان دوم با شناساگر فنل فتالئين، و وجود شربت كارامل، سبب مي‌شود، كه تماشاگر تصور كند، شير به نوشابه تبديل شده است.

 

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386
«به آینده فکر کنید»
افراد موفق بطور مشخص آینده گرا هستند و به پنج ، ده و بیست سال آینده فکر می کنند. آنها فعالیتها و انتخابهای جاری خود را تحلیل می کنند تا مطمئن شوند که این فعالیتها با دید بلندمدت شان هماهنگی دارد .
اگر بدانید که در بلندمدت چه چیزی واقعا برایتان اهمیت دارد ، تعیین اولویت فعالیتهای کوتاه مدت آسانتر می شود
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
آرامگاه عطار نیشابوری
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
 جلسات گروه شيمي در شهرستان كه در پژوهش سراي دانش آموزي برگزار مي شود به قرار زير است:

1_1386/12/1استاد سركار خانم صفائي
 موضوع :تدريس فصل چهارم از كتاب شيمي2
 
2_ 1387/2/1استاد سركارخانم جولايي خواه
 موضوع تدريس فصل 4 كتاب شيمي1
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : یکشنبه چهاردهم بهمن 1386
يكي از دوستان عزيز م سرور گرامي جناب آقاي سعيدي نژاد كه از دبيرا ن حاذق مي باشند چند سايت خوب را معرفي نموده اند كه خدمتتان اعلام مي كنم
!_سايت فرمول نويسي و نامگذاري تركيبات يوني آتواع كاتيونها و آنيونها
www.chemfiles.com
2_سايت مربوط به شكل انواع اوربيتالهاي اتمي
www.winter.group.shef.ac.uk/orbital
3_سايت انواع سيستم هاي بلوري سه بعدي
http://cst-www.nrl.navy.mil/lattice/index.html
4_سايت آموزش شيمي در مورد موضوعات مختلف
www2.wwnorton.com/college/chemistry/gilbert
5_سايت جالب و متنوع
http:/education.jlab.org
 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : شنبه سیزدهم بهمن 1386

انتظار...

يكي از راه مي رسه اونكه با عشق آشناست
براي تنهاييام هديه ی دست خداست


انگار از جاده مياد بوي خوب دامنش
دليل بودن من لحظه رسيدنش

 

آشناي من بيا دل من تاب نداره
چشم من از انتظار روز و شب خواب نداره

 


باصداي نغمه هاش تو گوشم زنگ مي زنه
حسرت بودن اون سينمو چنگ مي زنه

 

چشم من به راه اون روز شب به جاده هاست
وقتي از راه برسه بهترين وقت دعاست

 


كي مياد اون روزي كه مهربون من بياد
اونكه با اومدنش انتظارم سر بياد

 

اونکه با اومدنش ...

انتظارم سر بیاد!

اللهم عجل لولیک الفرج

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386
در اين وبلاگ
 هدف اين نيست تنها از شيمي و مطالب كلاسيك آن صحبت شود
من مي خواهم در ميان مطالب متنوع شيمي
واگويه هايي با شما دوست عزيز داشته باشم
مطمئن باشيد
هر چند روز مطالب جديدي در آن وارد مي كنم
با تشكر
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386

ﺁن دسته که فارغ ز علایق رفتند

پیوسته به دنبال حقایق رفتند

 

پاکیزه تر از شکوفه ها روییدن

با جامه ی خونین چو شقایق رفتند
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386

تولد «نوزاد بندانگشتی» در همدان

تولد «نوزاد بندانگشتي» در همدان

زنده ماندن یک نوزاد بندانگشتی در همدان موجب شگفتی پزشکان شد.

یک زن 27 ساله همدانی در نخستین زایمان خود با سزارین در بیمارستان تامین اجتماعی این شهر، دختری به دنیا آورد که فقط 700 گرم وزن دارد.

وزن نوزادان هنگام تولد به طور معمول حدود سه کیلوگرم است و به همین خاطر پزشکان پس از تولد این دختر بندانگشتی امید چندانی به زنده ماندن وی نداشتند اما این دختر به حیات خود ادامه داد.

او اکنون 24 روزه است و وضع عمومی اش رضایت بخش توصیف می شود. بیشتر نوزادانی که زیر یک کیلوگرم وزن دارند در همان نخستین روزهای زندگی شان فوت می شوند و اکنون زنده ماندن این بچه استثنایی، شگفتی ساز شده است.

پیش از این در آلمان در نمونه یی مشابه یک نوزاد زودرس که به اندازه کف یک دست بود با تلاش پزشکان زنده ماند. این نوزاد به نام «کیمبرلی» در هفته بیست و پنجم بارداری مادرش به دنیا آمد و به طرز معجزه آسایی زنده ماند. او فقط 300 گرم وزن داشت و درون دستگاه نگهداری می شد. نوزاد آلمانی اکنون دو کیلو و 300 گرم وزن دارد و هیچ خطری تهدیدش نمی کند و پزشکان همدانی نیز امیدوارند بتوانند دختر بندانگشتی را از مرگ برهانند.

 

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386

اگر به دنبال يك سايت فارسي خوب براي بررسي مطالب كتاب شيمي هستيد به آدرس زير مراجعه كنيد

 

http://elearning.roshd.ir/new85/jhaf/shimi/chemweb/index.html

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386

 

قويترين اسيد دنيا كه لااقل يك ميليون مرتبه قويتر از اسيد سولفوريك غليظ شده مي باشد دريكي از ازمايشگاهاي كاليفرنيا ساخته شد.شايد اين اسيد كمترين ميزان خورندگي را هم داشته باشد.اين تركيب كربوران اسيد ناميده شده است . توليد كنندگان ان مي گويند اين نخستين ابر اسيدي است كه مي توان انرا در ظرف شيشه اي (لوله ازمايشگاهي ) نگهداري كرد . ابر اسيد قبلي اسيد فلوئور وسولفوريك به قدري قوي است كه مستقيما(فورا) مي تواند شيشه را خود حل كندولي به نظر مي رسد خاصيت اسيد جديد به پايداري شيميايي قابل توجهش برگردد.

كريستفرريد از دانشگاه كاليفرنيا ، ديو رسيد وهمكارانش . اين اسيد مانند همه اسيدها با تركيبات ديگر واكنش نشان مي دهدويك اتم هيدروژن با بار مثبت به انها مي دهد اما بنيان باقي مانده انقدر پايدار است كه ان از واكنش بيشتر خودداري مي كند .

اين دومين واكنشي است كه براي خورندگي ضروري است براي مثال اسيد هيدروفلوريك كه غالبا تركيب شده از دي اكسيد سيليكون مي خورد شيشه را زيرا يون فلوريد به اين سيليكون حمله مي كند همانطوريكه هيدروژن با اكسيژن واكنش مي دهد.

اين اسيد جديد با فرمول(H(CHB11GL11  تمايل بسيار زيادي براي دادن يون هيدروژن داردكه ميزان قدرت اسيدي انهارا تعريف ميكند(معين ميكند)و صد تريليون بار از اب استخر اسيدي تر است اما بنيان باقي مانده اسيد كه نتيجه از دست دادن يون هيدروژن است شامل يازده اتم بورويك اتم كربن است كه در يك ساختار 20 وجهي قرار گرفته اند . ريد مي گويد شايد پايدارترين گروه اتمهايي كه در شيمي وجود دارد باشد . هدف اصلي محققان اين است كه با استفاده از اسيد هاي كربوران اتم هاي گار نجيب زنون را بسادگي اسيدي كنند كاري كه تا كنون انجام نشده است.

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386
چرا بلورهاي برف شش پر و متقارن و سفيد هستند؟!
چرا بلورهاي برف شش پر و متقارن و سفيد هستند؟!
به راستی چرا بلورهای برف شش پر و متقارن و سفید هستند؟
برای پاسخ به این سوال باید داستان زندگی یک دانه برف را دانست.

   
 

به راستي چرا بلورهاي برف شش پر و متقارن و سفيد هستند؟
براي پاسخ به اين سوال بايد داستان زندگي يك دانه برف را دانست.

داستان زندگي دانه برف، از ابر آغاز مي‌شود، از زماني كه يك قطره بسيار ريز ابر يخ زده و به يك ذره كوچك يخي تبديل مي‌شود.

زماني كه بخار آب روي سطح ذره يخ شروع به سخت شدن مي‌كند، به سرعت در اين يخ كوچك چند وجه ايجاد و به يك شش وجهي تبديل مي‌شود.

ذره يخ تا مدتي اين شكل شش وجهي را حفظ مي‌كند اما به تدريج كه بلور بزرگتر و بزرگتر مي‌شود، از هر يك از وجوه اين شش وجهي شاخه‌اي بيرون مي‌آيد. از آنجا كه شرايط جوي (يعني دما و رطوبت) در همه نقاط اين بلور كوچك يكسان است، هر شش شاخه جديد، تقريبا به يك اندازه رشد مي‌كنند.

بلور برف در حاليكه بزرگتر مي‌شود، در داخل ابر با باد به اينسو و آنسو مي‌رود و به همين دليل است كه در طول زمان، با دماهاي مختلفي روبرو مي‌شود.

اما رشد كريستال تا حد بسيار زيادي به ميزان دما مربوط مي‌شود و از آنجا كه هر شش شاخه بلور در هر زمان در شرايط مساوي قرار دارند، همه آنها به يك شكل رشد مي‌كنند.

نتيجه نهايي اين روند، ايجاد ساختاري شش شاخه و متقارن است. بايد توجه داشت كه چون هر بلور برف مسيري خاص خود را در ابر مي‌پيمايد، هر يك شكل خاص خود را پيدا مي‌كنند.


** چه چيزي باعث همزماني رشد شش بازوي كريستال برف مي‌شود؟
هيچ چيز. همانطور كه قبلا اشاره شد هر يك از بازوهاي دانه برف مستقلا رشد مي‌كند اما از آنجا كه نقاط مختلف هر بلور اوليه برف درشرايط مساوي دمايي قرار دارد، اين رشد همزمان و برابر صورت مي‌گيرد.

شايد اين موضوع عجيب و باورنكردني به نظر برسد اما شايد اشاره به يك نكته، اين موضوع را باوركردني كند: در واقع بلورهاي برف چندان كامل متقارن نيستند. براي اطمينان به زير برف برويد و خودتان آزمايش كنيد.

به ندرت ممكن است كريستالي كاملا متقارن پيدا كنيد.


** دانه برف چرا شش بازو دارد؟
علت اين امر به خصوصيات هندسه شش ضلعي شبكه بلور يخ برمي‌گردد. اما اين شبكه ابعاد مولكولي دارد و پي بردن به اين موضوع كه اين تقارن در ابعاد نانو چگونه به ساختار يك كريستال برف كه به مراتب بزرگتراست، منتقل مي‌شود، كار ساده‌اي نيست.

اما بطوركلي بايد گفت ايجاد بازو در دانه برف از طريق "تشكيل وجوه" (‪ faceting‬يا ايجاد ساختاري مانند جواهرات تراش داده شده) صورت مي‌گيرد.

اين وجوه بدون نياز به نيروي خاصي تشكيل مي‌شوند كه علت آن، نحوه قرار گرفتن مولكول‌ها در داخل شبكه دانه برف است. در فرآيند تشكيل وجوه است كه دانه ابتدايي برف به يك شش وجهي تبديل مي‌شود كه ساختاري بزرگتر با يك تقارن شش بري است. در نهايت، بازوها از گوشه‌هاي شش ضلعي بيرون مي‌آيند و وجود شش گوشه اساس به وجود آمدن شش بازوست.

فرآيند "تشكيل وجوه" نشان مي‌دهد كه هندسه مولكول آب چگونه به هندسه يك كريستال درشت برف منتقل مي‌شود.



** چرا برف سفيد است؟
برف سفيد نيست. برف از كريستالهاي يخ درست شده و انبوه آنها سفيد به نظر مي‌رسد درست مانند خرده شيشه‌هايي كه انبوه آنها سفيد به نظر مي‌آيد.

نور بازهم مانند شيشه، از بخشي از سطوح يخ دانه برف منعكس مي‌شود و رنگ خاصي را بازتاب مي‌دهد. هنگامي كه مقدار زيادي برف انباشته شده باشد و از روي هر وجه هر دانه برف بخشي از نور منعكس شود، اين نور به نقاط اطراف بازتاب يافته و دوباره برمي‌گردد. از آنجا كه همه رنگها تقريبا به ميزان مساوي پراكنده هستند، انبوه برف سفيدرنگ به نظر مي‌رسد.

در واقع، هنگامي كه نور در حال تابش و بازتابش است، يخ بخشي از آن را جذب مي‌كند و رنگ قرمز، آسانتر از رنگ آبي جذب مي‌شود و در نتيجه، رنگ آبي بازتاب مي‌يابد. به همين دليل اگر به داخل يك توده برف خوب نگاه كنيد، گاه در آن رنگ آبي را مشاهده مي‌كنيد.

** فايده دانستن اين اطلاعات درباره دانه‌هاي برف چيست؟
بلورهاي زيباي برف رقص كنان از آسمان به زمين مي‌بارند و يك انسان پرسشگر بايد بداند كه اين دانه‌ها از چه و چگونه تشكيل شده‌اند. مطمئنا از ميان بيش از شش ميليارد جمعيت زمين، عده‌اي هستند كه بخواهند به رازهاي دانه‌هاي برف پي ببرند.

با همه اينها، يافتن راز چگونگي تشكيل بلورها، بدون ترديد كار بي‌فايده‌اي نيست. براي مثال، كل صنعت كامپيوتر به سيليكون و ديگر كريستال‌هاي نيمه‌هادي متكي است ولي ما هنوز درباره فيزيك چگونگي تشكيل اين كريستالها اطلاعات زيادي نداريم.

اگر از فيزيك پايه‌اي كه در پس رشد بلورها ، از جمله بلور يخ، وجود دارد، درك بهتري پيدا كنيم، توانايي بيشتري براي ايجاد مواد جديد خواهيم داشت.

دانش، هرگز بي‌فايده نيست.

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386

تصویر
كمي در اين دنياي پردود و ازدهام به فكر طبيعت باشيم قدري در خود خلوت نمائيم باشد كه فكر خالق خود افتيم و قدري سر بر آستان ربوبيت بسائيم.


 اتم
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386


 

تمام مواد و اجسام اطراف ما از ذرات بسيار ريزي به نام اتم تشكيل شده اند . تئوري اتمي بيش از 2500 سال دستخوش تغيير و تحول بوده است . نظريه اتمي براي نخستين بار توسط دموكريتوس مطرح شد . وي معتقد بود كه مواد از ذرات بسيار ريز و تقسيم ناپذير تشكيل شده است و به همين دليل اين ذرات را اتم ناميد . وي مي پنداشت كه اتم هاي مايع ، نرم ولطيف اند اما اتم هاي جامد ، سخت هستند . نقطه مقابل نظريه دموكريتوس ، نظريه ارسطو بود ، وي معتقد بود كه مواد يكپارچه و پيوسته هستند كه او اين پكپارچگي را هالي ناميد . مطابق اين نظريه ، هالي آن قدر تقسيم پذير است كه در تجزيه آن ديگر چيزي بنام اتم باقي نمي ماند .

نظريه ارسطو تا به قرن هاي شانزدهم طرفدار داشت . در اين بازه زماني ، نظريه اتمي طرفداراني نيز داشت .

بويل با تكيه بر انديشه ذرات گاز و رفتار آن ها و همچنين در صحنه شيمي ، آنتوان لاو وازيه با انجام آزمايش هايي ، نظريه اتمي را تقويت كردند .

در اين هنگام جان دالتون ، با استناد به آزمايش هاي خود ، نظريه اتمي خود را مطرح ساخت . به موجب اين نظريه :

1 - تمام مواد از ذرات بسيار ريزي به نام اتم تشكيل شده اند .

2 - اتم هاي يك عنصر از نظر جرم و نوع يكسان هستند اما اتم هاي عناصر مختلف از نظر جرم و نوع كاملاً متفاوت هستند .

3 - اتم تقسيم ناپذير است .

اين نظريه توانست به بسياري از شيمي دانان در انجام آزمايش هاي خود كمك كند . با استناد به اين نظريه ، شيمي دان ها توانستند تركيبات مولكولي مواد را كشف كنند و همچنين قانون پايستگي جرم را در واكنش هاي شيميايي بكار ببرند .

در اواسط قرن نوزدهم ، عده از دانشمندان با انجام آزمايش هايي ، تقسيم ناپذير بودن اتم را رد كردند و پي بردند كه اتم از ذرات بسيار ريزي تشكيل شده است . كه به ذرات سازنده اتم ، زير اتمي مي گويند .

براي نخستين بار جان تامسون ، با استفاده از لامپ پرتو كاتدي ، به ماهيت زير اتمي ها پي برد . وي به دو سر الكترود مثبت و منفي لامپ ، اختلاف پتانسيل الكتريكي وصل كرد ، و مشاهده كرد كه پرتو كاتدي از الكترود منفي ( كاتد ) به الكترود مثبت ( آند ) مي رود . سپس در مسير پرتو كاتدي ميدان مغناطيسي قرار داد و مشاهده كرد كه پرتو كاتدي به سمت قطب مثبت منحرف مي شود . و همچنين در اين مسير ، توربين پرّه دار قرار داد و بر اثر برخورد پرتو به توربين ، توربين شروع به حركت مي كرد .

وي با تكيه بر آزمايش هاي خود به اين نتيجه رسيد كه ذرات سازنده پرتو كاتدي داراي بارالكتريكي منفي هستند و همچنين علاوه بر ماهيت موجي كه پرتو دارد ، ماهيت ذره اي نيز از حود نشان مي دهد . تامسون اين ذرات منفي را ، الكترون ناميد .

و بعد ها وي دريافت كه ذرات سازنده پرتو كاتدي در تمام مواد وجود دارند . وي با استناد بر استنتاج هاي خود نظريه اتمي خود را مطرح ساخت . مطابق اين مدل ، اتم از بار الكتريكي منفي ( الكترون ) و بار الكتريكي مثبت تشكيل شده است كه به صورت يكنواخت در سراسر اتم پخش شده است .

اما دو سه سال بعد از آن رادرفورد با انجام آزمايشي ، مدل اتمي تامسون را رد كرد . او در آزمايش خود ، پرتو آلفا را ، كه داراي بار الكتريكي منفي است ، به ورقه نازك طلا گسيل داد ، بر اثر اين برخورد ، بخش عظيمي از پرتو از ورقه عبور كرد ، اما قسمت ناچيزي از آن ، بر اثر بر خورد ، منعكس و يا منحرف شد . وي با تكيه بر اين استنتاج ، مدل اتمي خود را در صحنه رقابت مطرح ساخت . بخش عظيمي از فضا اتم خالي است و به همين دليل بخش عظيمي از پرتو آلفا بدون انحراف از اتم عبور مي كند ، اما قسمت ناچيزي از اتم توپر و متراكم است كه داراي بار الكتريكي مثبت است و هنگامي كه پرتو آلفا به آن برخورد مي كند منعكس مي شود و يا هنگامي كه از نزديكي آن عبور مي كند منحرف مي شود . در اطراف اين منطقه توپر (هسته اتم ) الكترون ها پراكنده شده اند . و علت آنكه چرا هنگامي كه پرتو آلفا از فضاي اطراف هسته عبور مي كند و از كنار الكترون ها بدون هيچ انحرافي به مسير خود ادامه مي دهد آن است ، كه در يك اتم اندازه بارالكتريكي مثبت هسته با مجموع اندازه بار الكتريكي منفي الكترون هاي اطراف آن برابر است . پس مطابق مدل اتمي رادرفورد ، اتم از هسته كه داراي بار الكتريكي مثبت است و در مركز اتم قرار دارد و همچنين الكترون كه در اطراف هسته قرار دارد ، تشكيل شده است .

با پذيرفتن مدل اتمي رادرفورد اين سوال براي دانشمندان پيش آمد ، كه طيف نشري خطي اتم عناصر ، حاصل از چيست ؟

در اين هنگام نيلس بور با پذيرفتن مدل اتمي رادرفورد چنين پيشنهاد داد كه الكترون ها در اطراف هسته اتم در سطوح انرژي مشخصي قرار دارند و در اين سطوح به دور هسته اتم در حال چرخيدن هستند . انرژي الكترون هايي كه در سطوح انرژي پايين تر به هسته نزديك تر هستند ، نسبت به الكترون هايي كه از هسته دورند ، انرژي كمتري دارند . پس براي انتقال الكترون از سطح انرژي پايين به سطح انرژي بالا ، بايد انرژي معادل اختلاف انرژي بين آن دو سطح ، را به آن الكترون بدهيم . پس انرژي الكترون ها در يك اتم كوانتيده است .

مدل اتمي بور توانست به ما نشان دهد كه طيف نشر خطي كه از اتم عناصر گسيل مي شود ، بر اثر انتقال الكترون ها از سطوح انرژي بالا به سطوح انرژي پايين است ، كه در اين انتقال انرژي الكترون كاهش و به صورت نور و گرما آزاد مي شود . كه اگر اين نور آزاد شده را از منشور عبور دهيم طيف نشري آن مشخص مي شود . بور ، بيشتر مدل اتمي خود را بر اساس آزمايش هايي كه با اتم هاي هيدروژن و هيليم انجام داده بود مطرح مي ساخت به همين دليل مدل اتمي او ( كه به مدل منظومه شمسي معروف است ) براي اتم هاي سنگيني مانند اورانيم ، آهن و ... صدق نمي كرد . در اين هنگام مدل اتمي كوانتمي (يا ابر الكتروني ) به همكاري بسياري از دانشمندان به در عرصه رقابت مطرح شد . از جمله دانشمنداني كه در اين مدل اتمي سهم چشمگيري داشتند ، هايزنبگ ، پلانك و شرودينگر را مي توان نام برد . البته انيشتين با ارائه فرمول هاي خود نيز توانست به اين مدل اتمي كمك كند .

طبق اين مدل اتمي اتم از هسته و الكترون تشكيل شده است ، كه هسته در مركز اتم قرار دارد و الكترون ها در اطراف هسته اتم در سطوح انرژي مشخصي حركت مي كنند ( در اينجا بايد توجه داشت كه همه الكترون ها به دور هسته نمي چرخند بلكه در اطراف آن در حال حركت هستند ) ، اما تعيين دقيق مكان (موضع ) و سرعت ( نوع حركت ) الكترون ها به طور هم زمان و در يك لحظه امكان پذير نيست . الكترون ها در اطراف هسته اتم در فضاي مشخصي حركت مي كنند ، كه به اين فضاي اطراف اتم كه بيشترين احتمال وجود اتم را دارد ، اوربيتال مي گويند . اوربيتال ها در واقع تراز انرژي الكترون ها را مشخص مي كنند . هر كدام از اين اوربيتال ها به چند زير لايه تقسيم مي شوند كه الكترون هاي زير لايه هاي يك اوربيتال ، داراي انرژي يكساني هستند .

در مدل اتمي كوانتمي ، تجسم اتم بسيار مشكل است . به همين دليل بعضي از افراد براي مطالعه دگرگوني هاي اتم در يك واكنش از مدل اتمي بور استفاده مي كنند .

البته مدل كوانتمي را در صفحه هاي سه بعدي (رايانه ) نشان مي دهند .

ورنر هايزنبرگ ، دانشمند آلماني ، خاطر نشان ساخت كه تعيين دقيق الكترون ( موضع ومكان آن ) و همچنين اندازه سرعت آن (نوع حركت ) در يك لحظه امكان پذير نيست .

براي ديدن جسمي وهمچنين تشخيص محل آن كافيست يك فوتون را به سطح آن گسيل كنيم و با انعكاس آن فوتون از سطح و بازگشتش به حسگر هاي مجازي يا حقيقي ( چشم يا هر نوع حسگر مجازي كه رادار ها را دريافت مي كند ) ، موقعيت آن جسم را بازگو مي كند . طبق قوانين پلانك در مورد امواج ، فوتون داراي طول موج و همچنين انرژي مي باشد ، به همين دليل هنگامي كه به سطح جسم برخورد مي كند ، مقداري از انرژي خود را به سطح جسم مقابل منتقل مي كند . اما ممكن است تاثيري بر آن نداشته باشد . ( مانند برخورد نور به سطح آينه وانعكاس آن ) اما اگر بخواهيم موقعيت يا جايگاه احتمالي الكترون ها را در اطراف هسته اتم بيابيم و يك فوتون به الكترون بتابانيم ، الكترون با دريافت مقداري انرژي از فوتون ، سرعتش افزايش مي يابد ، و در نتيجه مي توانيم از جايگاه و محل حركت الكترون مطلع شويم ، اما نمي توانيم از حركت و سرعت آن سخني بگوييم و اگر با انجام آزمايش هايي (از جمله استفاده از ميدان مغناطيسي ) بتوانيم سرعت الكترون را ثبت كنيم ، در اينجا نمي توانيم به طور دقيق محل حركت الكترون را مشخص كنيم . اين بيان به عنوان عدم قطعيت هايزنبرگ شناخته شده است . پس ما در واقع اشكال اوربيتال ها را بر اساس امواجي كه از الكترون ها ساطع مي شود ، مجسم مي كنيم .
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386
سلام آتشین
شما می‌خواهید دوستانتان را به یک سری آزمایشهای جادویی از شیمی سرگرم سازید. بهتر است این کار را با یک سلام آتشین شروع کنید:

روی میز یک صفحه کاغذ قرار دارد. شما آن را به دست گرفته در حالیکه فندکی در دست دارید، به تماشاچیان تعظیم کرده و در ضمن ، فندک روشن را به کنار کاغذ می‌زنید. یک مرتبه کلمه سلام به خط درشت روی کاغذ ظاهر می‌گردد در حالیکه این نوشته شعله می‌کشد و تماشاچیان را غرق در شگفتی می‌سازد.

اجرای این آزمایش بسیار ساده است، اما شما ابتدا به وسایل زیر نیازمندید:


  • 10 گرم نیترات پتاسیم که در 25 سانتی متر مکعب آب حل کرده اید.
  • یک قلم نقاشی کوچک
  • یک صفحه تقریبا بزرگ کاغذ ضخیم که در ضمن کمی قابل نفوذ باشد.


بعد از تهیه این وسایل ، ساعتها قبل از اجرای نمایش و دور از چشم تماشاچیان کلمه سلام را با محلول غلیظ نیترات به وسیله قلم نقاشی روی کاغذ مزبور بنویسید. پس از خشک شدن آن دوباره همین کلمه را روی آن مجددا بنویسید و این کار را چند بار تکرار کنید تا ضخامت این نوشته به حد کافی باشد. ضمنا باید تمام حروف این کلمه را به هم متصل کنید. به محض تماس فندک با یک نقطه از نوشته، قسمت‌هایی از کاغذ که به وسیله نیترات پتاسیم اکسید شده است می‌سوزد و ایجاد روشنایی می‌کند. به جای کلمه سلام می‌توانید کلمات مناسب دیگری به همین شیوه روی کاغذ بنویسید و آتش بزنید. آزمایش جالب لطف بیشتری به محفل شما خواهد بخشید.


شعله در گودی دست
این بار به آزمایشی دست می‌زنید که هیچ تماشاچی با دیدن آن نمی‌تواند از تعجب خودداری می‌کند و آن اینکه در حضور تماشاچیان ، مایعی را در گودی دستتان می‌ریزید و چند لحظه بعد شعله‌های آتش زبانه می‌کشد، بدون اینکه دست شما احساس گرمای غیر قابل تحملی بکند.

وسایل لازم برای این کار عبارتند از:


  • 12 سانتیمتر مکعب سولفور کربن
  • 8 سانتیمتر مکعب تتراکلرور کربن


حال ابتدا آنها را خوب باهم مخلوط کنید. سپ بدون اینکه کسی متوجه بشود دستتان را روی بخاری نیم گرم یا آجری که روی اجاق برقی قرار دارد و نظایر آن گرم کنید و آن گاه مخلوط را در گودی دستتان بریزید. در مدتی خیلی کوتاه مایع شروع به شعله کشیدن می‌کند. این سوختن توام با بوی خیلی زننده نیست و می‌توان حتی در داخل ساختمان نیز به اجرای آن اقدام کرد.

در صورتی که موقعیت مناسب نباشد تا شما قبلا دستتان را تا آن اندازه گرم کنید، می‌توانید نظیر آزمایش فوق ، به کمک یک لوله شیشه‌ای گرم ، مایع را مشتعل سازید. اگر مواد تازه و موثر باشند، این طریق برای مشتعل کردن آن کافی خواهد بود. در غیر این صورت کبریت بکشید و به فاصله کمی از آن نگهدارید. مایع شعله ور خواهد شد. اما دست شما آنقدر گرم نمی‌شود که غیر قابل تحمل باشد.


تصویری که قرمز می‌شود!
به دوستانتان بگویید که آیا می‌توانند بدون استفاده از رنگ ، یک عکس را قرمز سازند و بلافاصله آن را به حالت معمولی در بیاورند؟ مسلما کسی قادر به این کار نخواهد بود. حالا شما تصویری را که قبلا تهیه کرده و صورت آن را با فنل فتالئین پوشانیده‌اید، از جیبتان بیرون بیاورید. این مایع که به صورت تصویر مالیده شده ، ابتدا رنگی ندارد. ولی اگر شما انگشتانشان را در آمونیاک خیس کنید (که حتما قبلا این کار را کرده‌اید) و جلوی تصویر بگیرید، صورت ان قرمز کمرنگ می‌گردد! اگر انگشتانتان را کنار بکشید، رنگ صورت دوباره معمولی می‌شود!


آب شعله آفرین!
ظرف شیشه‌ای را از روی میز بر می‌دارید و از مایع بی‌رنگی که دارد کمی به دهان پر کرده و تظاهر به خوردن آن می‌کنید. سپس آن را بیرون تف می‌کنید. روی میز می‌ریزد و بلافاصله شعله می‌کشد. علاقه مندان سرگرمیهای شیمی می‌توانند جهت اجرای این آزمایش ابتدا وسایل زیر را تهیه کنید:



سپس باید به ترتیب زیر عمل کرد:


صفحه مسطح نسوز را در محل دلخواهی روی میز قرار داده و روی آن کریستالهای ایندرید کرومیک را بپاشید. وقتی الکل اتیلیک را که به عنوان آب به تماشاچیان معرفی کرده‌اید در دهان گرفته و روی کریستالهای ایندرید کرومیک بریزید، فعل انفعالات شدیدی انجام یافته و حرارت زیادی تولید می‌گردد تا انجا که الکل اتیلیک مشتعل می‌شود و ارتفاع شعله حتی به 15 الی 20 سانتیمتر هم می‌رسد.

شما اگر حاضر به ریختن الکل در دهان خود و تف کردن آن روی میز نیستید (زیرا این عمل در حضور دوستان ، کمی زشت است) ، می‌توانید در یک ظرف حلبی ، چند گرم ایندرید کرومیک بریزید و الکل اتیلیک را که آب معرفی کرده‌اید روی آن اضافه کنید. بلافاصله شعله‌ها از درون ظرف حلبی زبانه خواهد کشید. یاد آوری می‌کنیم که در تمام آزمایشهای شیمی که با شعله همراه است، باید دقت زیاد کرد تا لباس شما آتش نگیرد و دستتان نسوزد و همچنین این آزمایشان حتما باید چند بار قبلا آزمایش شده و سپس تماشاچیان اجرا گردد.
 
نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : پنجشنبه یازدهم بهمن 1386

باتری میوه ای

برای ساختن این باتری فقط به کمک مادرتان نیاز دارید. اگر می‌پرسید چرا، کافی است نگاهی به لیست مواد لازم بیندازید.

مواد لازم:
• چند عدد لیموترش ( می‌توانید به جای لیمو، از نوشابه یا آبلیمو هم استفاده کنید. )
• مقداری سیم مسی
• تعدادی سکه
• چند عدد گیره کاغذ
• چاقو
• قیچی
• لامپ کوچک، ساعت دیجیتالی یا هر وسیله الکتریکی کم مصرف دیگری که با استفاده از آن بتوان باتری را امتحان کرد.
روند کار:
1. ابتدا یک تکه از سیم جدا کنید و یک سر آن را دور گیره کاغذ بپیچید.
2. یک تکه دیگر از سیم جدا کنید و این بار، یک طرف آن را دور سکه بپیچید. ( اگر سکه کثیف است، آن را با آب و صابون بشویید تا تمیز شود. )
3. تکه دیگری نیز از سیم جدا کنید. یک سمت آن را به دور سکه دوم و طرف دیگر را به دور یکی از گیره های کاغذ باقیمانده بپیچید. حالا شما باید سه قطعه سیم شبیه سیمهای شکل زیر داشته باشید.

4. دو لیمو ترش بردارید و آنها را کمی فشار دهید. لیموها را باید آنقدر فشار دهید که بافت درون آنها نرم شود، اما مواظب باشید که پوست آنها پاره نشود. ( اگر لیمو ترش ندارید، می‌توانید دو لیوان بردارید و در آنها مقداری آبلیمو یا مقداری نوشابه بریزید. )
5. روی پوست هر یک از لیموها با چاقو دو برش کوچک ایجاد کنید.
6. سه قطعه سیمی را که در ابتدای کار درست کردید، مطابق شکل زیر درون شکاف‌ها قرار دهید. ( اگر در منزل گیره کاغذ نداشتید، می‌توانید سیم را به همان صورتی که هست در شکاف‌ها بگذارید. ضمنا در صورتی که به جای لیمو از آبلیمو یا نوشابه استفاده می‌کنید، سیم‌ها را طوری داخل ظرف قرار دهید که با هم تماس نداشته باشند. در این حالت هر یک از لیوانها مانند یک لیمو ترش عمل می‌کند. ) دقت کنید که سیمها را آنقدر فشار دهید که سکه و گیره کاغذ به گوشت درون لیمو برسد.

7. حالا دو سر آزاد سیمها را به دو سمت لامپ یا ساعت کوچک خود وصل کنید. ( اگر همه مراحل را درست انجام داده اید ولی لامپ روشن نمی شود، جای دو سر سیم را با هم عوض کنید. این مرحله دقیقا شبیه قرار دادن باتری در دستگاه است. اگر باتری را برعکس بگذارید، دستگاه کار نخواهد کرد. )
در باتری میوه ای شما، دو واکنش شیمیایی روی می‌دهد. واکنش اول بین فلز گیره کاغذ و آب لیمو ( یا نوشابه ) و واکنش دوم بین فلز سکه و آب لیمو انجام می‌شود. چون جنس این دو فلز متفاوت است، الکترونها بیشتر به یک سمت ( نسبت به سمت مخالف ) رانده می‌شوند. این همان چیزی است که "جریان الکتریکی" نامیده می‌شود. اگر هر دو فلز از یک جنس بودند، جریانی نیز وجود نداشت. در مدار ما، الکترونها از یک سمت شروع به حرکت می‌کنند و پس از طی یک مسیر دایره ای به نقطه اول بازمی گردند. عبور آنها از درون ساعت ( یا لامپ ) باعث می‌شود که ساعت به کار افتد.

8. زمان کار کردن باتری خود را اندازه بگیرید و روی کاغذ یادداشت کنید.  
9. آب لیمو یک اسید است. برای همین گفتیم که می‌توانید به جای آن از آبلیمو یا نوشابه استفاده کنید. ( اگر پشت شیشه های نوشابه را خوانده باشید، حتما دیده اید که یکی از محتویات آن اسید فسفریک است. ) آب لیمو را با مواد اسیدی دیگر ( مثلا محلول رقیق سرکه در آب، یا آب پرتقال یا ... ) جایگزین کنید و ببینید که آیا باز هم باتری شما کار می‌کند. زمان کار کردن آن بیشتر شده است یا کمتر؟
10. فکر می‌کنید اگر به جای اسید از آب نمک یا یک محلول قلیایی ( مثلاً محلول آب و صابون ) استفاده کنید، چه می‌شود؟ این کار را هم امتحان کنید و نتیجه را بنویسید. هر بار سعی کنید پیش از انجام آزمایش، حدس بزنید چه اتفاقی می‌افتد.
11. این بار، جای لیمو را با یک میوه دیگر ( مثلا سیب، سیب زمینی، موز، کیوی، پرتغال یا هر میوه دیگری که دوست دارید ) عوض کنید. فکر می‌کنید باتری قوی تر شود یا ضعیف تر؟ حدس خود و نتیجه نهایی کار را برای میوه های مختلف یادداشت کنید. قوی ترین و ضعیف ترین باتری که ساخته اید، کدام است؟
12. برای انجام این مرحله باید از دوستان یا سایر اعضای خانواده خود کمک بگیرید. لیمو ( یا هر میوه دیگری که استفاده کرده اید ) را از وسط قاچ کنید به طوری که سکه در یک نیمه و گیره کاغذ در نیمه دیگر باشد. طبیعتا لامپ (یا ساعت) از کار می‌افتد، چون مدار قطع شده است و الکترون‌ها نمی توانند جریان پیدا کنند. دستهای خود را روی دو نیمه قرار دهید. آیا لامپ روشن می‌شود؟
سپس یک دست خود را به دست دوستتان بدهید و از او بخواهید که دست دیگرش را روی نیمه دوم میوه بگذارد. آیا باز هم لامپ روشن می‌شود؟ تعداد نفرات را بیشتر کنید. آیا لامپ هم چنان روشن باقی می‌ماند؟
توانایی باتری شما چقدر بود؟ جریان حاصل از آن، از بدن چند نفر عبور کرد؟
13. زمان کار تمام باتری هایی را که ساخته اید، یادداشت کنید. کدام یک بیشتر از همه کار کرده است؟ آیا رابطه ای بین اندازه یا طعم میوه با این زمان وجود دارد؟ اگر تعداد میوه‌ها را بیشتر کنید، چه می‌شود؟

نویسنده : محمد ثابتی
تاریخ : پنجشنبه یازدهم بهمن 1386
با سلام
 من محمد ثابتي
كارشناس ارشد شيمي فيزيك
دبير دبيرستانهاي شهرستان نيشابور هستم هدفم از ايجاد اين وبلاگ ارتباط بيشتر با شما عزيزان است چون در آغاز راه هستم و هنوز در وبلاگ نويسي تجربه اي ندارم چشم اميد به نظرات شما عزيزان دارم
درهمين جا لازم است از آقاي مهندس امين استيري كه در طراحي وبلاگ مرا ياري كردند كمال تشكر را داشته باشم اگر هر گونه انتقاد يا پيشنهادي داريد به اين ايميل برايم ارسال نمائيد بسيار خوشحال مي شوم.
sab2002moha @yahoo.com